سيد علي اكبر قرشي

99

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

طاعته و اتقاّه بحقهّ . . . » يعنى : خدا راست بلاد فلانكس ، كجى را راست كرد درد را دوا نمود ، سنّت رسول خدا ص بر پا داشت ، فتنه را پشت سر انداخت ( فتنه به او نرسيد ) پاكدامن و كم عيب از دنيا رفت ، به خير دنيا رسيد و از شرّش سبقت يافت ( شرش به او نرسيد ) طاعت خدا را ادا كرد و او را به حق پرهيزكارى نمود . . . اهل سنت عقيده دارند ، منظور امام عليه السلام از اين كلام عمر بن الخطّاب است چنان كه محمد عبده و ابن ابى الحديد گفته‌اند ، ابى ابى الحديد گويد : نسخهء نهج البلاغه را كه به خط سيد رضى جامع نهج البلاغه بود به دست آوردم و تحت كلمهء « فلان » نوشته بود ( عمر ) فخّار بن سعد مولوى به من چنين خبر داد ، از نقيب ابو جعفر يحيى بن ابى زيد علوى پرسيدم گفت منظور از فلان در « لله بلاد فلان » عمر بن الخطاب است گفتم : آيا امير المؤمنين عليه السلام عمر را اين چنين مدح مىكند گفت : آرى . امّا اماميهّ مى گويند : اين گفته از باب تقيه است مى خواسته ياران خودش را با نقل اين سخن به صلاح بكشد . . . آنگاه ابن ابى الحديد از تاريخ طبرى نقل مىكند : بعد از قتل عمر ، دختر ابى حثمه مى گفت : « وا عمراه أقام الاود و ابرأ العمد أمات الفتن و أحيا السنن خرج نقّى الثوب بريئا من العيب » ابن ابى الحديد ج 12 ص 3 - 5 مرحوم راوندى در شرح خود به نقل از ابن ابى الحديد گويد : آنحضرت بعضى از ياران خويش را با حسن سيرت مدح مىكند . ابن ميثم رحمه الله فرموده : نقل شده مراد از فلان « عمر » است و از قطب راوندى نقل شده كه آنحضرت بعضى از ياران خويش را مدح مىكند كه قبل از وقوع فتنه‌ها مرده بود . . . ابن ميثم ادامه مىدهد : بدان : شيعه در اينجا سؤالى مطرح كرده و گويد : ما به خطاكار و غاصب بودن ابوبكر و عمر اتفاق داريم ، در اين صورت يا اين سخن از على عليه السلام نيست و يا اتفاق ما باطل است ، آنگاه شيعه به دو وجه جواب داده است . اول اينكه : اين سخن از امام است و منظور آنحضرت اين بوده كه معتقدين به خلافت شيخين را با اين سخن به اصلاح بكشد دوّم اينكه با اين سخن ابو بكر يا